|
به نام پاک آفریدگار عشق
|
شقایق ای گل عاشق، تویی تنها ترین عشقم
تو از آلاله زیباتر، تویی خوشبو تر از مریم
شقایق در میان دشت، تویی یکدانه طنازم
من از عشق تو سرشارم، تویی دردانه گلنازم
شقایق ساحر صحرا تو جادو قلب من کردی
من از یاد تو سرمستم، ببین با ما چه ها کردی
شقایق این رخ بی رنگ، ز یاد تو قزح گردد
ز نای تو نفس گیرم، تنم بی تو شبح گردد
شقایق ای گل خونین، به خون چهره ات سوگند
تهی از یاد تو میرم، دلم شادی ز روحم کند
شقایق سرخی لب ها، ز روی تو خجل گشتند
میان دست ها، لب ها، همه زندانیان گشتند
شقایق عشوه را کم کن تو ای تنها گل زیبا
شقایق یاد ما را بر به صحرای شقایق ها
این شعر رو از دفتر شعر خواهرم ندا برداشتم(بدون اجازه)، هم به خاطر شعرش ازش تشکر می کنم و هم به خاطر فضولیم ازش معذرت می خوام...

شبی رفتم به افسون شقایق
به خواب گرم و گلگون شقایق
گذشتم از دل صحرا، رگ دشت
تنم آغشته با خون شقایق...