تبليغاتX
تندیس عشق
به نام پاک آفریدگار عشق

 

می دید می سوزم ولی باور نمی کرد

با گوشه چشمی آتشم را تر نمی کرد

توی نگاهش بی وفایی موج می زد

بیچاره دل این صحنه را باور نمی کرد

می دید توی چشم هایم حرفها بود

حتی دمی پیش نگاهم سر نمی کرد

پاییز گفتم در وجودم ریشه می سوخت

سوزی که هرگز شعله ی آذر نمی کرد

گفتم دل از داغ که داری شکوه و درد؟

گفت از کسی که کار او کافر نمی کرد

می دید در جانم چگونه شعله برپاست

آن شعله ای که رو به خاکستر نمی کرد

در شعله می دید و لب از لب وا نمی کرد

می دید می سوزم ولی باور نمی کرد...

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 22:49  توسط نسیم  |